رفتن دلیل نبودن نیست در آسمان تو پرواز می کنم عصری غمگین و غروبی غمگین تر در پیش من بی زار از خود و کرده خویش دل نامهربانم را بر دوش می کشم تا آنسوی مرزهای انزوا پنهانش کنم در اوج نیزار های پشیمانی و ابرهای سیاه سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام می گویم تو باور نکن اما من عاشقم
فاطمه
+نوشته شده در دوشنبه 29 مهر1387ساعت15:58توسط ღღانسانی هاااااااااااااااااااااااا |
|
About
سلااااااااااااااااااام ما 12 تا هم کلاسی هستیم که به پیشنهاد یکی از معلمامون (نارنگی ترش) این وبلاگ رو ساختیم تا حرفایی که براشون گوش شنوایی پیدا نمی کنیم رو بزنیم و خاطرات تلخ و شیرین با هم بودنمون رو به ثبت برسونیم...
پ.ن : ما با تبادل لینک مشکلی نداریم.هرکی لینکمون کرد تو کامنتا بگه لینکش می کنیم