|
اتاق جدیدم را دوست ندارم.... این روزها که دلتنگم ، بودن در این اتاق مرا دلتنگ تر می کند. قبلا در آن اتاق قدیمی ، صمیمی و مهربانم که شبهای زیادی را با درد و دل کردن برایش مرا در آغوش گرمش جای می داد آرامش می گرفتم. چهار دوست مهربان که هر کدام با حرفهایشان برایم مونسی بودند... مونس شبهای تنهایی من. دلم برای یکی از دوستانم که از جنس شیشه بود از دلتنگی میلرزد. او شبهایی که بیتابی مرا بی خواب می کرد به من تصویری نشان میداد که مانند قصه ای مرا به خواب می برد. او به من ماه را نشان می داد. تصویری از یک رویای زیبا. با دیدنش احساس سبکی می کردم. از خود رها می شدم. ماهی که هر بار می خواستم می چیدمش. . . و او باز سر جایش بود و به من می خندید. چقدر ساده بود و ساده مرا همبازی خود می کرد. اما دیگر این شبها مونسی نیست. دیگر در قلب پنجره ام ماهی نسیت. تنها سیاهی شب مانده. حس دلتنگی این شبها دیگر فقط مال من است و . . . من. و دیوار های سردی که زندانبان های من شده اند. کدام سوی آسمان است ماه من. . .؟؟؟
|
About![]()
سلااااااااااااااااااام ما 12 تا هم کلاسی هستیم که به پیشنهاد یکی از معلمامون (نارنگی ترش) این وبلاگ رو ساختیم تا حرفایی که براشون گوش شنوایی پیدا نمی کنیم رو بزنیم و خاطرات تلخ و شیرین با هم بودنمون رو به ثبت برسونیم...
Archivesآبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
:: رز سياه / الهه ::
نیلوفر |