تبليغاتX
ناگفته های 12 دختر هم کلاسی - ماه من دلم برایت تنگ است...



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


ناگفته های 12 دختر هم کلاسی

!!!... ورود ممنوع

 

اتاق جدیدم را دوست ندارم....

 این روزها که دلتنگم ، بودن در این اتاق مرا دلتنگ تر می کند.

قبلا در آن اتاق قدیمی ، صمیمی و مهربانم که شبهای زیادی را با درد و دل کردن برایش مرا در

آغوش گرمش جای می داد آرامش می گرفتم. چهار دوست مهربان که هر کدام با حرفهایشان

برایم مونسی بودند... مونس شبهای تنهایی من.

دلم برای یکی از دوستانم که از جنس شیشه بود از دلتنگی میلرزد.

او شبهایی که بیتابی مرا

بی خواب می کرد به من تصویری نشان میداد که مانند قصه ای مرا به خواب می برد.

او به من ماه را نشان می داد. تصویری از یک رویای زیبا.

با دیدنش احساس سبکی می کردم. از خود رها می شدم.

ماهی که هر بار می خواستم می چیدمش. . .

و او باز سر جایش بود و به من می خندید. چقدر ساده بود و ساده مرا همبازی خود می کرد.

اما دیگر این شبها مونسی نیست. دیگر در قلب پنجره ام ماهی نسیت. تنها سیاهی شب مانده.

حس دلتنگی این شبها دیگر فقط مال من است و . . . من.

و دیوار های سردی که زندانبان های من شده اند.

کدام سوی آسمان است ماه من. . .؟؟؟

 ازهار...

+نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت1:30توسط ღღانسانی هاااااااااااااااااااااااا | |