|
زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست... الهه
سلاااااااااام به همگی . از همین جا واسه هر ۱۱ همکلاسی قدیمم دلم واسه همه تون تنگیده. چند سری سوال کرده بودین که ما الان چند سالمونه . اون زمان که شروع به وبلاگ نویسی کردیم سوم دبیرستان بودیم. الانم همگی ۱۸ . ۱۹ سالمونه و در حال حاضر هم همه مون دانشجوییم. تو رشته ها و دانشگاه های مختلف. البته بیشتر بچه ها دانشگاه علامه ان.چند تایی هم مثل من ازاد میریم. دیگه سوالی نبود؟؟ الهه
افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم یه زمانی مائده این جمله رو خیلی می گفت. حالا من با همه وجودم حسش می کنم. حیف که با لجبازی هام همه زندگیمو خراب کردم. و الان تنها کاری که از دستم بر میاد آه کشیدن و حسرت گذشته رو خوردنه الهه
هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشد الهه
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد الهه
خیلی وقته ننوشته بودم. ولی دوست داشتم حسمو اینجا بنویسم.با اینکه اینجوری نوشتن در ملا عام واسم خیلی سخته با اینکه دائم پیشتون نیستم ولی خودمو خیلی نزدیک حس میکنم.امروز خیلی خوب بود.اینکه کنار هم پشت همون میزو نیمکتا بشینیم. چند وقت بود واقعا داغون بودم ولی امروز اون ۲ساعتی که با شما ها بودم همه مشکلاتم از یادم رفته بود.یه لحظه آرزو کردم کاش میشد بر گردیم به سال گذشته.خیلی سال خوبی بود اون موقع بر عکس الان احساس تنهایی نمی کردم. دوستای خوبم خیلی دوستون دارم الهه
می گن خداکسانی که دوسشون داره رو بیشتر امتحان می کنه می گن خدا مشکلات بیشتری رو جلوی آدمهای که قوی هستن می ذاره می گن خدا به قلب آدمهایی که پاک هستن وبه فرمانش عمل می کنند وگناه کم می کنند بیشتر رنج و درد میده اما نمی دونم چرا اینقدر منو امتحان می کنه چرا اینقدر به دل من رنج و عذاب میده آخه آخه من که پاک آخه من که بنده خوبی نبودم آخه من که اینهمه گناه کردم چرا پس اینهمه منو امتحان می کنی آخه چرا با من اینهمه آدم خوب تو این دنیا وجود داره چرا سراغ اونا نمی ری اینهمه آدمه بد وجود داره چرا حال اونا رو نمی پرسه آخه من کسی نیستم قوی نیستم تحمل این همه درد و عذاب و فشاره روحی رو ندارم به کی بگم دارم خورد می شم به کی بگم تحملم تموم شده آخه چرا من ای خدااااااااااااااااا من که کسی نیستم آره آره باشه باشه قبول اصلا من همه ای اینا هستم من قوی هستم و .. ولی پس کی پاداش می دی کی آرامش بهم می دی کی اینهمه امتحان و درد و رنج تموم میشه کی رها و آزادم میکنی کی عاشق واقعیم میکنی ؟؟؟؟ کی بگو بگو کی کی... الهه
آدم وقتی خوب قدر چیزی رو می دونه که داره از دستش میده .... الهه
الهه
سلام دوست جونام . نگين اين دختره چه بي معرفته.خيلي گرفتار بودم .الانم كلي كارام مونده. خير سرم فردا ظهر دارم ميرم ولي هنوز چمدونم رو نبستم. ايشالله ميرم خونه خدا واسه همه تون دعا ميكنم. اميدوارم به آرزوهاتون برسين. يه دعاي مخصوص هم واسه كنكوري ها مي كنم. ديكه بدي خوبي ديدين حلال كنين. خداحافظ الهه
تا حالا اتفاقی برايت پيش آمده که خدا را در آن حس کنی؟ حضورش را لمس کنی و رد پای روشنش را ببينی و بگويی : خدايا! با اينکه نيستی، با آنکه به نظر نمی آيی، اما چقدر هستی! چقدر معلومی! چقدر واضح و مشخصی يک کمی فکر کن، يادت که آمد ماجرا را برای خدا بنويس الهه
الهه
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد... همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها... توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد... و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي... جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد... الهه
در این دنیا که من ماندم تیره و تاریک خدایا رجعتی کن بر من زار که بینی روزگارم را که بینی حال زارم را گشته ام پیر و فرتوت در این ویرانکده مرا دریاب خدایا مرا دریاب....
گفت سلام الهه
مرا اینگونه باور کن...کمی تنها...کمی بی کس...کمی از یاد رفته...
خدا هم ترک ما کرده...خدا دیگه کجا رفته؟... نمی دانم مرا آیا گناهی هست...؟ که شاید هم به جرم آن..........غریبی و جدایی هست...!!! الهه
هیچ کس کاری به کار من نداشت بعد مرگم حک کنید بر روی سنگ با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ آنکه اکنون خوابه در این گور سردبودنش را هیچ کس باور نکرد
فرزندان شما،فرزندان شما نیستند.آنها دختران و پسران اشتیاق زندگی به
خویشند.آنها از طریق شما یه جهان می آیند،اما از آن شما نیستند... می توانید دوستشان بدارید،اما نمی توانید اندیشه های خود را درظرف زندگیشان بریزید. زیرا آنها آفریدگان اندیشه خویشند.می توانید تنشان را در خانه نگاه دارید، اما روحشان را هرگز.زیرا روح آنها در خانه ی فردا زندگی می کند. شما هیچ گاه به خانه ی فردا نمی رسید.حتی در رویا. بکوشید شاید مانند آنها شوید.اما نکوشید آنها را مانند خود کنید. زیرا زندگی به قفا نمی نگرد و در دیروزها درنگ نمی کند. "جبران خلیل جبران" الهه
حرفهای ما هنوز ناتمام ... تا نگاه میکنی: وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آن که با خبر شوی! لحظهی عزیمت تو ناگزیر میشود آی ... ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چهقدر زود دیر میشود! "قیصر امینپور"
توي اين نامه ي آخر واسه من نوشته بودي واسه اين قلب عاشق ؛ تو مثل فرشته بودي تو نوشتي اگه دوريم ،تو دل هم خونه داريم هر جاي دنيا كه باشيم ؛ عشقو ياد هم مياريم كار از اين حرفا گذشته ؛ تو ديگه بر نمي گردي از همون لحظه بريدي ؛ كه خداحافظي كردي تو بگو با چه اميدي ؛ چشم به راه تو بمونم وقتي كه از توي چشمات ؛ ته قصه رو مي خونم اگه دل بريدي از من ؛ دل من اما باهاته . رفتنت منو سوزونده ؛ نوبت خاطره هاته مي دونم تمام حرفات ، ناز مهربون بهونه اس كاش مي ديدي كه هميشه چشم تو چراغ خونه اس كاشكي حرفاي تو راست بود عمر عشق سر نميومد تموم قصه يه خواب بود كار از اين حرفا گذشته ؛ تو ديگه بر نمي گردي از همون لحظه بريدي ؛ كه خداحافظي كردي تو بگو با چه اميدي ؛ چشم به راه تو بمونم وقتي كه از توي چشمات ؛ ته قصه رو مي خونم اگه دل بريدي از من ؛ دل من اما باهاته . رفتنت منو سوزونده ؛ نوبت خاطره هاته
اوني كه دوسش داري ، بهش نگو دوسش داري... ميره و نتهات ميذاره... اگه باور نداري بهش بگو دوسش داري... ميره رو دلت پا مي ذاره آره مي دونم عاشقشي... عاشق اون نگاهش آره مي دونم در به دري تا ببينيش باز دوباره منم يه روزي مثل تو عاشق بودم تا پاي جون عشقم و فرياد زدم و ... در به دري شدم نگو رفتش تا تنهام بذاره روي دلم پا بذاره ... قلب منو سوزوندو رفت وفت و با ديگري نشست رفت و با ديگري نشست... الهه
پروردگارار: به من آرامش ده تا بپذیرم انچه را نمی توانم تغییر دهم دلیری ده تا تغییر دهم هر آنچه را می توانم تغییر دهم بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند الهه
خنده ی تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست گاهی دل اونقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدرغم میاره الهه
....به کرم سبز بينديش !
اي بتند. کرده ام از من مي گيري» منتظر پايان مي ماند شگفت زده شده است ! مائده
به قول يه دوست ( گيتا ) :
دس دس دس دس دس دس دس دس دس سوت سوت سوت سوت سوت سوت سوت قر ... قر ... قر ... قر ... قر... قر ... قر ... قر ... قر ... قر بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس جیغ جیغ جیغ جیغ جیغ جیغ جیغ اگه گفتين چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ . . . . . . . . . . . امروز تولد فرزانه بود . هر چند كه من امروز مدرسه نرفتم شيريني تولدشو بخورم. ديشب هم بهش گفتم باهات قهرم از كادو هم خبري نيست به هر حال فرزانه جون تولد ۱۷ سالگيت مبارك . ننه ،مادر پ.ن : راستی قالبو عوض کردم . خوشگله؟؟؟ الهه
سر كلاس ادبیات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف كن ، گفتم : رفتم ... رفتی ... ساكت می شوم ، می خندم ، ولی خنده ام تلخ می شود ، معلم داد می زند : خوب بعد ؟ ادامه بده ... و من می گویم : رفت ... رفت ... رفت ... رفت و دلم شكست ... غم رو دلم نشست رفت و شادیم مُرد ... شور و نشاط رو از دلم برد رفت ... رفت ... رفت ... و من می خندم و می گویم : خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است ، كارم از گریه گذشته كه به آن می خندم الهه
اگر ميداني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير ميكند و صداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد، مهم نيست كه او مال تو باشد، مهم اين است كه فقط باشد: زندگي كند، لذّت ببرد و نفس بكشد . و تو هستی که با دیدنت رنگ رخسارم تغییر می کند و صدای قلبم آبرویم را به تاراج می برد . پس دوستت دارم ای بهترینم . مهم این است که تو فقط باشی ، زندگی کنی ، و نفس بکشی حتی اگر مال من نباشی .
الهه
چقدر سخته تو چشای کسی که تموم گل من باغچه نو مبارک الهه
|
About![]()
سلااااااااااااااااااام ما 12 تا هم کلاسی هستیم که به پیشنهاد یکی از معلمامون (نارنگی ترش) این وبلاگ رو ساختیم تا حرفایی که براشون گوش شنوایی پیدا نمی کنیم رو بزنیم و خاطرات تلخ و شیرین با هم بودنمون رو به ثبت برسونیم...
Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
:: رز سياه / الهه ::
نیلوفر |