|
همه لرزش دست و دلم ازآنبود که عشق را پناهی گردد پروازی نه... گریزگاهی گردد آی عشق آی عشق چهره آبی ات پیدا نیست وخنکای مرهمی برشعله ی زخمی نه شور شعله بر سرمای درون آی عشق آی عشق چهره ی سرخت پیدا نیست احمد شاملو فاطمه
تو مرا می فهمی... من تو را می خواهم... و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است. تو مرا می خوانی... من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم و تو هم می دانی... تا ابد در دل من می مانی. ازهار...
فاطمه
به سراغ یادگاری هایت امده ای؟ چه سرخوش و مستی چه قدر کودکانه در دریای اوهامت گام بر می داری فکر کردی آسان است. . .؟ چنان سرخوشانه از من می طلبیشان که هر که نداند فکر میکند سراغ آبنباتی با طعمی شیرین را میگیری کمی آرام باش تا برایت بگویم آرام باش. . . هم همه ی واژه ها گیجم کرده اند حالا که باید به کمکم بیایند و آرام بر خطوط حافظه ام نقش ببندند . . . هم همه میکنند مشکل از آنها نیست مدت هاست انتظار میکشیدند تا این گونه سر خوش و مست نظاره ات کنند صبر کن . . . صبر کن. چون من هم مدت هاست دارم بار سنگین صبوری را بر دوش میکشم. آرام باش . . . چون من هم تازه به آرامش رسیدم بگذار کمی نظاره ات کنم . . . ازهار...
|
About![]()
سلااااااااااااااااااام ما 12 تا هم کلاسی هستیم که به پیشنهاد یکی از معلمامون (نارنگی ترش) این وبلاگ رو ساختیم تا حرفایی که براشون گوش شنوایی پیدا نمی کنیم رو بزنیم و خاطرات تلخ و شیرین با هم بودنمون رو به ثبت برسونیم...
Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
:: رز سياه / الهه ::
نیلوفر |